نوشته های کاربران در قالب طنز و سرگرمی ۹۴

صفحه دوم نوشته های کاربران در قالب طنز و سرگرمی 

سایت استخدام بخاطر نوع محتوای آن معمولا دوستانی را شامل می شود که جزو کارجویان و متقاضیان شغل به حساب می آیند، و بنا به ظرفیت های موجود بازار کار طبیعتاً همه متقاضیان فرصت شغلی مناسب خود را بدست نمی آورند.
به همین خاطر تقریباً اکثر کاربران از عدم بدست آوردن فرصت شغلی مناسب نگران و ناراحت بوده و در قسمت نظرات، مرتباً نگرانی خود را در قسمت نظرات سایت درج می کنند، همچنین دغدغه کارجویان بخاطر عدم رعایت ضوابط مورد نیاز در آزمونهای استخدامی در برخی ادارات و ارگانها باعث شده قسمت نظرات شامل نظراتی باشند که نوعی احساس یاس و نا امیدی را در سایت به خوانندگان القا می کنند، به همین خاطر با ارسال نظرات برخی دوستان در قالب طنز سعی کردیم با شکستن جو موجود، در کنار ارائه اطلاع رسانی مناسب از فرصت های شغلی در سطح کشور، شاهد فضای سرشار از شادی و نشاط در بین کاربران و کارجویان نیز باشیم.
البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که قالب طنز در نوشته ها با سبک طنزهای نامناسب محاوره ای تفاوت داشته و بخاطر عمومی بودن سایت باید مطالبی در سایت ارسال شود که مناسب شخصیت کاربران محترم سایت بوده و طنزهایی که در آن به نوعی به برخی هموطنان توهین یا بی احترامی شود شایسته کاربران نخواهد بود.
بنابراین لطفاً از ارسال مطالب طنز در قسمت نظرات مطالب دیگر خودداری کرده و از این بخش بعنوان نوعی زنگ تفریح دوستان بعد از مطالعه آگهی های استخدامی استفاده شود.

لینک صفحه اول نوشته های کاربران در قالب طنز و سرگرمی

تدریس خصوصی آیلتس

دیدگاه ها (۳۳,۶۷۶)

  1. :( :( :( :( گفت:

    ﺗﺴت ﭘﺰﺷﮑﻲ ﭼﺸﻢ ﺍﺯ ﺩﮐﺘﺮ ﻫﺎﻭﺭﺩﺍ …
    ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺣﺮﻑ m ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻴﺪ ﺣﺮﻑ n ﺭﺍ ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺑﺪﻳﺪ
    ﭼﺸﻤﺎن ﺷﻤﺎ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻧﺪﺍﺭﺩ ….
    کمتر از یک دقیقه
    mmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm mmmmmmmmm
    mmmmmm
    mmm
    m
    mmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmm
    mmmmm
    mmmmm
    mmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmmmmmm
    mmmmmmmmm
    ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ ﻳﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ n ﺑﺬﺍﺭﻡ ….
    ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺧﺪﺍ …

  2. من برفـــــــــــــــــــــــ میخام :( به زهرا* گفت:

    تولد تو هم مبارک دختر خوب، االبته تولد تو بعد تولد لیموئه.

    • پـــرنیــان گفت:

      زهرا استار گلم
      تولدت پیشاپیــــــــــش مباااااااااااااااااارررررررررررررررررک

      ان شاالله خبرای خوبی که منتظرشی هم اتفاق بیفته
      بووووووووووووووووووووووووووووووووس

  3. انسی گفت:

    ﺑﺎ ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻞ ﮐﺎﺭﺧﻮﻧﻪ ﺁﺩﺍﻣﺲ ﺷﯿﮏ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ
    ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮔﻔﺘﻨﺪﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﻮﻥ ﻋﻠﺖ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭﯼ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ
    ﻋﺮﺻﻪ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟
    ﮔﻔﺖ:
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    ﮐﻤﺒﻮﺩ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺩ!!!

  4. من برفـــــــــــــــــــــــ میخام :( گفت:

    به Google Translate دستور یه کیک پزی دادیم برامون ترجمه کنه،
    یه جاش میگه :تخم مرغها رو با ضرب و شتم وارد آرد کنید!

  5. من برفـــــــــــــــــــــــ میخام :( گفت:

    دیروز با یکی از همکارا بحث میکردم توهین کرد جوابشو ندادم.
    دوستم بم گفت آفرین
    شعورتُ نشون دادی با این سکوت
    امروز دوستم
    با همون همکارمون بحثشون شد
    بش گفت : من فلانی نیستم مثه بُــز نگات کنما

  6. انسی گفت:

    ﯾﮑﯽ ﻣﺜﻞ ﺣﻀﺮﺕ ﯾﻮﺳﻒ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻮﺷﮕﻠﯿﺶ ﻭ
    ﺯﮐﺎﻭﺗﺶ
    ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺸﻪ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﺼﺮ
    .
    .
    .
    ﯾﮑﯽ ﻫﻢ ﻣﺜﻪ ﻣﻦ . . . . . .
    ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺷﮕﻠﯽ ﻭ ﻣﺘﺎﻧﺖ ﻭ
    ﺟﺬﺍﺑﯿﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭘﺴﺖ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺷﻤﺎﻫﻢ ﻻﯾﮏ
    ﻧﮑﻨﯿﺪ ﻭ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﻧﺰﺍﺭﯾﺪ!!!
    خو یه ذره از دلم در بیارید دیگه!!!

  7. انسی گفت:

    بیماری یخچال گرایی چیست ؟!……………
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    ..نوعی بیماری روانیست که فرد را تحریک به باز کردن درب یخچال می‌کند،در حالی‌ که نه تشنه است، نه گرسنه است و نه اصلا میداند که چه می‌خواهداز علائم این بیماری این است که فرد از اتاقش خارج میشودسرگردان راه آشپزخانه را در پیش می‌گیرد درب یخچال را باز می‌کند،چیزی بر نمیدارد درب را می‌بندداین بیماری به وفور در میان متولدین دهه‌های ۶۰ و ۷۰ به چشم می‌خورد!

  8. انسی گفت:

    ذکـــــرهـــــای آرامــش دهنــــده :
    برای هر ترسی « لا اله الا الله » برای هر غم و اندوهی « ما شاء الله » برای هر نعمتی « الحمد لله » برای هر آسایشی « الشکر لله » برای هر چیز شگفت آوری « سبحان الله » برای هر گناهی « استغفر الله » برای هر مصیبتی « انا لله و انا الیه راجعون » برای هر سختی و دشواری « حسبی الله » برای هر قضا و قدر « توکلت علی الله » برای هر دشمنی « اعتَصمتُ بالله » برای هر طاعت و گناهی « لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم »

  9. ali گفت:

    زنه با دوست پسرش تو خونه بود یهو شوهرش وارد میشه .
    پسره از ترس شوهره میره پشت مبل.
    شوهره در حال چای خوردن بود که یدفعه پسره از پنجره فرار میکنه.
    مرده بزنش میگه این کی بود در رفت؟
    زنه میگه : این خستگیت بود در رفت.
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    عجب چاییه چای محسن !!!!

  10. انسی گفت:

    عارفی ۳۰ سال مرتب ذکر می گفت: استغفر الله.
    مریدی به او گفت: چرا این همه استغفار می کنی، ما که از تو گناهی ندیدیم.
    جواب داد: سی سال استغفار من به خاطر یک الحمد لله نابجاست!
    روزی خبر آوردند بازار بصره آتش گرفته، پرسیدم: حجره ی من چه؟
    گفتند: مال شما نسوخته…
    گفتم: الحمدلله…
    معنیش این بود که مال من نسوزد مال مردم به درک!
    آن الحمدلله ازسر خود خواهی بود نه خدا خواهی….
    چقدر از این الحمدلله ها گفتیم و فکر کردیم شاکریم؟!

  11. انسی گفت:

    ١٠چیز که مانع ١٠ چیز دیگر است:

    ١. غرور، مانع یادگیری
    ٢. تعصب، مانع نوآورى
    ٣. کم رویی، مانع پیشرفت
    ۴. ترس، مانع ایستادگی
    ۵. تخیل، مانع واقع بینی
    ۶. بدبینی، مانع شادی
    ٧. خودشیفتگی، مانع معاشرت
    ٨. شکایت، مانع تلاش گری
    ٩. خودبزرگ بینی، مانع محبوبیت
    ١٠. عادت کردن، مانع تغییر …
    ای انسان ، اگه دوست داری توزندگیت زمین نخوری به این پندها عمل کن..….

  12. ali گفت:

    از عجایب زبان فارسی
    جای خالی را با یکی از کلمات (بله/خیر) پر کنید
    آیا شما عقل ندارید؟
    …… ندارم !
    عمرااااا کسی بتونه جواب بده

  13. ali گفت:

    دختره نوشته بود: “جای خالی تورو انقد با چشام اب میدم تا باز کنارم سبز بشی. . .”

    فکر کنم مخاطب خاصش یونجه بوده^_^

  14. انسی گفت:

    خـداونـدا …

    بـه دل نـگـیـر اگـر گـاهـی

    زبـانـم از شـکـرت بـاز مـی ایـسـتـد .

    تـقـصـیـری نـدارد

    قـاصـر اسـت

    کـم مـی آورد در بـرابـر بـزرگـی ات

    لـکـنـت مـی گـیـرنـد واژه هـایـم در بـرابـرت

    در دلـم امـا هـمـیـشـه ذکـر خـیـرت جـاریـسـت …!!!

  15. ali گفت:

    زن مراد زنگ میزنه بهش میگه زود باش خودتو برسون بچه مون مداد قورت داده !
    مراد میگه : الان راه می افتم …
    زنش میگه تا تو برسی من چکار کنم ؟
    مراد : با خودکار بنویس 😐

  16. ali گفت:

    هموطنان عزیز اگه خدای نکرده AFC به ضرر ایران رای داد و امشب قصد حمله داشتین، لطفا دقت کنید به سایت KFC اشتباهی حمله نکنید آبروریزی بشه !

  17. ali گفت:

    میدونی چینی ها به دوقلو چی میگن؟

    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    این چون اون، اون چون این!

    نمی دونستی نه؟ حق داری خارج کشور نرفتی ک عزیزم

  18. انسی گفت:

    آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
    در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
    خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
    تنه‌ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت

    “هوشنگ ابتهاج

  19. انسی گفت:


    ﺯﻥ ﺯﯾﺒـــــﺎﺳــﺖ ….
    ﭼﻪ ﺁﻥ ﺯﻣــﺎﻥ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻓــﺮﻁ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﭼﻬــﺮﻩ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻫـﻢ ﺍﺳﺖ
    ﭼﻪ ﺁﻥ ﺯﻣــﺎﻥ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺁﺭﺍﯾﺪ ﺍﺯ ﭘﺲ ﻫﻤﻪ ﺧﺴﺘﮕﯿﻬﺎﯾﺶ
    ﭼﻪ ﺁﻥ ﺯﻣــﺎﻥ ﮐﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺑــﺮ ﺳﺮﺕ
    ﺗـــﻮ ﻓﻘﻂ ﺣــﺮﮐﺖ ﺯﯾﺒــﺎﯼ ﻟﺒﻬــﺎﯾـﺶ ﺭﺍ ﻣﺒﯿﻨﯽ
    ﭼﻪ ﺁﻥ ﺯﻣــﺎﻥ ﮐﻪ ﮐــﻮﺩﮐـﯽ ﺟــﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻟﺒــﺎﻧﺶ ﺭﺳﺎﻧـــﺪﻩ
    ﻭ ﺩﺳﺖ ﺑـــﺮ ﭘﯿﺸــﺎﻧﯽ ﺯﺩﻩ ﻭ ﻟﺒﺨﻨـــﺪ ﻣﯽ ﺯﻧـــﺪ
    ﺯﻥ ﺯﯾﺒـــﺎﺳﺖ
    ﺁﻥ ﺯﻣـــﺎﻧـﯽ ﮐﻪ ﺧﺴﺘـﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺗُﻬﻤـﺖ ﻫــﺎ ﻭ ﻧﺎﺑــﺮﺍﺑــﺮﯼ ﻫــﺎ
    ﺑﺎﺯ ﻓـــﺮﺍﻣﻮﺷﺶ ﻧـﻤﯽ ﺷـــﻮﺩ؛ﮐﻪ….
    ﻣـــــﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ
    ﻫﻤﺴــﺮ ﺍﺳﺖ
    ﺭﺍﺣﺖ ﺟـﺎﻥ ﺍﺳﺖ
    ﺯﻥ ﺯﯾﺒــــﺎﺳﺖ
    ﺯﻣــﺎﻧـﯽ ﮐﻪ ﻟﻄﺎﻓﺖ ﺟــﺴﻢ ﻭ ﺭﻭﺣــﺶ ﺭﺍ ﺗـﻮﺃﻣﺎﻥ ﺩﺭﮎ ﮐﺮﺩﯼ
    ﺯﻣــﺎﻧـﯽ ﮐﻪ ﺧـﺮﺍﻣﯿــﺪﻧـﺶ ﺭﺍ ﺑﯿﻦ ﺑـﺎﺯﻭﺍﻧـﺖ ﻓﻬﻤﯿـــﺪﯼ
    ﺯﻣــﺎﻧـﯽ ﮐﻪ ﻧـﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫــﺎﯼ ﺧــﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺴــﺎﺏ ﺿﻌﻔﺶ ﻧﮕــﺬﺍﺷﺘﯽ
    ﺁﺭﯼ ﺯﻥ ﺯﯾﺒـــــﺎﺳﺖ !…

    ﺩﻛﺘﺮ ﺷﻔﻴﻌﯽ ﻛﺪﻛﻨﯽ

  20. انسی گفت:

    من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن.

    من ندیدم بدی، سایه اش را بفروشد به زمین.

    رایگان می بخشد، نارون شاخه ی خود را به کلاغ.

    هرکجا برگی هست شور من می شکفد.

    مثل بال حشره وزن سحر را می دانم.

    مثل یک گلدان، می دهم گوش به موسیقی روییدن.

    مثل زنبیل پر از میوه تب تند رسیدن دارم.

    تا بخواهی خورشید، تا بخواهی پیوند، تا بخواهی تکثیر.

    من به سیبی خشنودم

    و به بوییدن یک بوته ی بابونه

    من به یک آینه، یک بستگی پاک قناعت دارم.

    سهراب سپهری

  21. انسی گفت:

    ﻣﻦ ﺗﻮ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺯ ﮔﻢ ﺷﺪﻥ ﺑﺘﺮﺳﻢ

    ‘ ﺍﺯﭘﯿﺪﺍﺷﺪﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻡ

    ﭼﻮﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﯿﺪﺍﻡ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ’ ﻃﻮﺭﯼ ﻣﯿﺰﺩﻧﻢ ﮐﻪ!

    ﺁﻗﺎﻭﻟﺶ ﮐﻦ ﺑﻐﺾ ﺭﺍﻩ ﮔﻠﻮﻣﻮ ﺑﺴﺖ…!!!

  22. پـــرنیــان به امیـــــــــــــــــر علـــــــــــــــی گفت:

    سلام
    ینی مشخص نیس اون مسلمان برادر بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اخه پسر خوب کدوم خانوم متشخصی کفشاشو میزاره زیر بغلش هاااااااااا
    این کارا فقط از یه مررررررد بر میاد خخخخخخخ

    موشک هم عمدا تیتر گذاشتم موشک جواب موشک که متوجه شی منم یادت نیس پارسال هم در جواب یه متنی ک گذاشته بودی این حرکت انجام شد خخ البته نه به این وضوح خخ

    • امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی به پرنیان گفت:

      سلام به پرنیان
      ینی مردا متشخص نیستن عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
      شایدم اینجور جوابای هوشمندانه مخصوص یه مرده خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
      خواستم مطمئن بشم صد در صد که موشک از طرف کشور دوست و همسایه بوده خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

  23. من برفـــــــــــــــــــــــ میخام :( گفت:

    ﺩﻭ ﺗﺎ ﭼﯿﺰ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯿﺸﻪ
    .
    .
    . ﯾﮑﯽ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ
    .
    .
    ﯾﮑﯽ ﻫﻢ ﺑﻘﯿﻪ ﭼﯿﺰﺍ

  24. من برفـــــــــــــــــــــــ میخام :( گفت:

    اس ام اس ویلیام داور بازی ایران و عراق دقایقی پیش به همسرش :اب دستته بزار زمین برو فیس بوکم و غیر فعال کن!

  25. من برفـــــــــــــــــــــــ میخام :( گفت:

    ملت دارن برنامه ریزی میکنن واسه عید برن آنتالیا
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    اونوقت بابای من از دستشویی اومده بیرون میگه:
    واسه عید شلنگ دستشویی رو عوض میکنم دیگه خیس نشید

  26. انسی گفت:

    گر بر سر نفس خود امیری، مردی
    بر کور و کر، ار نکته گیری، مردی

    مردی نبود فتاده را پای زدن
    گر دست فتاده ای بگیری، مردی

    رودکی

  27. پـــرنیــان به مدیر عزیز و دوستان گفت:

    سلام مدیر جان
    سلام اهالی (تیتر شمارو یاد چی میندازه ؟؟؟خخخ)
    مدیر عزیز
    من دو روز پیش کلی کامنت گذاشتم پس کووووووووووووووو
    سیاسی بودن؟
    غیر اخلاقی بودن؟
    ضد شئونات اسلامی بودن؟
    ضد آزادی و حقوق بشر بودن؟
    چی بودن آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من مث یه دختر خوف اومدم اعترافاتمو نوشتم ولی شما تایید نکردین
    مث اینکه کار از موشک جواب موشک گذشته
    یه کاری نکنین موشک های بالستیک رو روانه سایت کنم هااااااااااااا 😐

    • MODIR گفت:

      نه تایید میهش کمی در گیر بودم!

      • پـــرنیــان گفت:

        🙂
        سپاااااس

      • امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

        سلام به مدیر و دوستان
        خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
        عاقا یه چن تا از کامنت های منم اون دور و برا گم شدن
        ببین میتونی پیداشون کنی ؟؟؟؟؟؟
        مرسی

    • شیدا گفت:

      سلااااااااااااام پرنیان
      حالا به اعصابت مسلط باش آجی موشک نندازی که اینجارو به آتیش میکشی خخخ
      مدیرجان قربون دستت تائیدش کن که این پری ما اعصاب مصاب نداره الانست که
      بقول خودش موشکای بالستیکشو روانه سایت کنه 😀

  28. پـــرنیــان به معصومه عزیز گفت:

    سالروز تولد قشنگت را با رقص سفید برف ها همچون سفیدی دلت بر اسمان قلبمان جشن می گیریم و صمیمانه فصل شکفتنت را تبریک می گوییم … 🙂

    معصومــــــــــــــــه جوووووووووووووووون
    تولدت مبــــــــااااااااااااااااررررررررررررررررک
    دیروز تعطیل بود خخخ امروز تبریک گفتیم
    بهترینها رو از خدای خوبمون برات میخوام
    بوووووووووووووووووووووس

    • شیدا گفت:

      معصومه جان تولدت مبارک (البته با کمی تاخیر)
      بووووووووس

    • معصومه گفت:

      سلام پرنیان جونم عزیز دلم خیلی خیلی ممنون
      امروز دلم بد جور گرفته بود وقتی کامنتت و دیدم واقعا خوشحال شدم
      مرسی عزیزم

  29. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی حسسسسسسسسسسسسسسسسسسساسسسس گفت:

    همین آرامِـــش محضت
    همین لَــبـخَــنـدِ آرومت
    تُـــ ــــو دُنــیــ ــای مَـــنـی و مَـــ ــــن ،
    تــــــوو رُویـــ ـــاهـــ ـــام خـــ ــــانـــ ــــومِـــ ــــت

    هوای خونمون گرمه
    پر از عطر هل و چایی
    دلت قرصه کنـــار مَـــن
    دلَــــم قرصه که اینجایی

    برای آرزوهامون
    به فکر قله ی قافم
    تو داری شعر میگی و
    مَـــ ـــنَـــم شـــالِــ ــت رو مـ ــی بــــ ـــافَــــ ـــم …

  30. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی حسسسسسسسسسسسسسسسسسسساسسسس گفت:

    حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای
    دفترترانه هایم خشک شد!

    به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! ب

    ه حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماسهایم هم اعتنا نکردی !

    قصه به پایان رسیدومن همچنان درخیال چشمان سیاه توام که ساده فریبم داد !

    قصه به پایان رسید و من هنوز
    بی عشق تو از تمام رویا هادلگیرم

    برایت خاطراتی بر روی این دفتر سفید نوشتم

    که هیچکسی نخواهد توانست چنین خاطرات
    شیرینی را

    برای بار دوم برایت باز گوید.

    چرا مرا شکستی ؟چرا؟

    اشعاری برایت سرودم

    که هیچ مجنونی نتوانست مهربانی و مظلومیت چهره ات را توصیف کند

    چرا تنهایم گذاشتی ؟چرا؟

    چهره پاک و معصومت را هزار بار بر روی ورق های باقی مانده وجودم نگاشتم

    چرا این چنین کردی با من ؟چرا؟

    زیباترین ستارگان آسمان را برایت چیدم.

    خوشبو ترین گلهای سرخ را به پایت
    ریختم.

    چرا این چنین شد/؟چرا؟

    من که بودم؟

    که هستم به کجا دارم می روم

  31. از دفتر غزلیات امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

    دختری می گفت شویَم قاصر است

    ابله و بدخلق همچون قاطر است

    با وجود این بمانم عاشقش

    چونکه باشد مایه دار و شاطر است

  32. از دفتر غزلیات امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

    تو را ای دلبر جان، دوست دارم

    نه معمولی و ارزان دوست دارم

    چو نان باشد عزیز و قیمت جان

    تو را اندازه ی نان دوست دارم

  33. از دفتر غزلیات امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

    تو را دردانه، قاپیدم گرفتم

    حسابی دانه پاشیدم گرفتم

    همه جا گفته ام با فخر بسیار

    تو را در صفّ نان دیدم گرفتم

  34. از دفتر غزلیات امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

    به خال هندویش بخشم دو تا تافتون اعلا را

  35. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

    دلم یه شوهر تازه میخواد

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    همسر بابک بیات

  36. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی /من نمیدونم گفت:

    ﺁﻗﺎ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﻮﻧﻪﻫﺎﯼ ﺳﻮﺳﯿﺲ ﻭ ﮐﺎﻟﺒﺎﺱ ﻣﮕﻪ ﭼﻘﺪ

    ﭘﺮﺳﻨﻞ ﺩﺍﺭﻥ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﯾﻪ ﺁﺷﻨﺎ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ

    ﻣﯿﺪﻭﻧﻪ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺎ ﻫﻤﺸﻮﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﺧﺮ ﻭ ﮔﺮﺑﻪﺳﺖ!!!

  37. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی به عراقیا گفت:

    پیغام حاج قاسم سلیمانی ب عراقیا
    .
    .
    .
    .
    .
    دیگه خودتون میدونید با داعشیا

  38. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی به استقلالیا گفت:

    این باخخخت همش تقصیییر فرهاد خان مجججیدی بود به نظرم .
    اولین بار تونل حقیقی توسط فرهاد افتتاح شد

  39. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

    از سردار کمالى رئیس سازمان نظام وظیفه به آقای پولادى…
    .
    .
    .
    .
    سلام علیکم
    در پادگان صفر پنج کرمان موفق باشید
    و من الله التوفیق

  40. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی و حقیقی گفت:

    از استرالیا خبر رسیده
    .
    .
    .
    .
    .
    بچه ها هنو دارن پنالتی میزنن ببینن حقیقی میگیره یا نه ؟

  41. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی / پیام مسی گفت:

    بدبخت شدی رفت ؛ تو اینارو نمیشناسی !!

    .

    .

    .

    .

    .

    مسی خطاب به بنجامین ویلیامز

  42. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی در استرالیا گفت:

    نیستین ببینین استادیوم چه خبره !

    .

    .

    .

    .

    .

    الکی مثلا من استرالیام

  43. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی afc گفت:

    درخواست ایرانی ها از AFC

    .

    .

    .

    .

    .

    میشه بجای پنالتی کرنل بزنیم ؟؟؟

  44. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی- رمانتیکه یکم سنگین گفت:

    کلبه ای خواهم ساخت
    در کنار ابرها در مسیر بادها
    در تلاطم های رعد و برق ها
    زیر نوازش های باران می سازمش

    شیروانی اش را نور باران می کنم
    یک اجاق برای زمستانم کنار خواهم گذاشت
    غصه هایم میشود هیزم آن
    لقمه لقمه در گلویش خواهم گذاشت
    همه اش می سوزد
    و من از غم تهی خواهم شد
    اما… تا به شادی راه بس طولانی است
    می شود دود می رود بالا دست
    از دودکش خیالم می گذرد
    حاصلش می شود مشتی خاک
    به خروش رود ها می سپارمش
    حال نه شاد ، نه غمگینم
    در یک تعادل
    همچون کفه های خالی یک میزان
    تا ابد زندگی خواهم کرد

  45. انسی گفت:

    “گیش” چیست؟

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    صدای مشت تو فیلمای هندی!!!

    .

    یعنی خالص هش کیلو نمک ریختم

    اینقدر که با نمکم

  46. ☂..☂..☂ایمـــــــــــــــان خان .☂.☂..☂ گفت:

    در این روایت از امام صادق (ع) آمده است: «هر کس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند، قیام قائم را تضمین می‌کنم، سپس فرمود: هنگامی‌که عبدالله بمیرد، مردم بعد از او بر احدی جمع نمی‌شوند و این امر ختم نمی‌شود مگر به صاحبتان إن‌شاءالله و فرمانروایی ماه‌ها و ایام جایگزین سال‌ها می‌شود، پس گفتم: تحقق این امر طولانی است، فرمود: هرگز» (الغیبه للطوسی صفحه ۴۴۸/بحارالانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۱۰)

    • امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

      انشاللا دودمانشون از زمین برداشته میشه بزودی

  47. پـــرنیــان گفت:

    آقای همساده

    قو ما تو جنگل بودیم یهو یه ببر و یه پلنگ و یه شیر افتادن دنبال ما…

    آقو مارو گیر آوردن شروع کردن به خوردنمون ینی شیرینترین لحطات زندگی بودا …

    آقو نصف ما رو خوردن…مُردن!ها ها ها…داغون شدنا له له شدن!…

    آقو یه سمی تو خون ما بود اینارو کشت!ما با همون بدن نصفه داشتیم برمیگشتیم

    که بریم بیمارستان یهو اومدن مارو جلب کردن!

    گفتیم کاکو شمو وضیت مارو نیگا کن…ما نصفیم!گفتن سازمان محیط زیست

    ازتون شکایت کرده! نگو او سه تا حیوون آخرین بازماندگان نسل خودشون بودن

    ما زدیم منقرضشون کردیم…مارو بردن دادگاه ۴۰سال حبس واسمون بریدن ….

    امااااا……جون نصفه بودیم گفتن فقط ۲۰سالشو بگذرون گفتیم خب خدارو شکر

    نصف شد…اما از بخت بد ما آقو تو زندان بدنمون شروع کرد به سلول سازی

    نصفه ی دیگه تنمونو ساخت ما کامل شدیم!…اومدن دیدن ما کاملیم ۲۰ سالو

    دوباره کردن ۴۰سال هیچ ۸۰۰ضربه شلاق و ۳بار اعدام هم به خاطر اغقال قاضی

    به حکممون اضافه کردن…ها ها ها…ینی خرد خاک شیر شدماااا….هاهاهاهاها.

  48. وقتی امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی - حساب کتابای یه دخدر باهوش گفت:

    روی سند ازدواج ۵ میلیون وام میدن
    .
    .
    .
    .
    ولی روی سند گاوداری ۹۰۰ میلیون!!
    آدم گاو بگیره بهتر از شوهر کردنه…
    قصدمون توهین نیستا، شرایط اینجوریه….

  49. وقتی امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی قاطی میکنه گفت:

    زندگیم تکراری شده…..
    دلم یه تنوع میخواد….
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    مثلاً بشینم رو تلویزیون مُبلو نگاه کنم…

  50. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی-آخر هفته صمیمی با مدیر گفت:

    مدیر ما هل داره……نمک و فلفل داره

    شیشه گلابی پهلوش….ماشالا به چشم و ابروش

    مدیر بیا قر بده….به بروبچ گیر بده

    هرکی طرفدارته….یه لایک خوشگل بده

    پاچه خوار هم عمته

دیدگاه خود را به ما بگویید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

کانال استخدام در تلگرام

› استخدام تهران

استخدام شهرستانها