نوشته های کاربران در قالب طنز و سرگرمی ۹۴

صفحه دوم نوشته های کاربران در قالب طنز و سرگرمی 

سایت استخدام بخاطر نوع محتوای آن معمولا دوستانی را شامل می شود که جزو کارجویان و متقاضیان شغل به حساب می آیند، و بنا به ظرفیت های موجود بازار کار طبیعتاً همه متقاضیان فرصت شغلی مناسب خود را بدست نمی آورند.
به همین خاطر تقریباً اکثر کاربران از عدم بدست آوردن فرصت شغلی مناسب نگران و ناراحت بوده و در قسمت نظرات، مرتباً نگرانی خود را در قسمت نظرات سایت درج می کنند، همچنین دغدغه کارجویان بخاطر عدم رعایت ضوابط مورد نیاز در آزمونهای استخدامی در برخی ادارات و ارگانها باعث شده قسمت نظرات شامل نظراتی باشند که نوعی احساس یاس و نا امیدی را در سایت به خوانندگان القا می کنند، به همین خاطر با ارسال نظرات برخی دوستان در قالب طنز سعی کردیم با شکستن جو موجود، در کنار ارائه اطلاع رسانی مناسب از فرصت های شغلی در سطح کشور، شاهد فضای سرشار از شادی و نشاط در بین کاربران و کارجویان نیز باشیم.
البته باید به این نکته توجه داشته باشیم که قالب طنز در نوشته ها با سبک طنزهای نامناسب محاوره ای تفاوت داشته و بخاطر عمومی بودن سایت باید مطالبی در سایت ارسال شود که مناسب شخصیت کاربران محترم سایت بوده و طنزهایی که در آن به نوعی به برخی هموطنان توهین یا بی احترامی شود شایسته کاربران نخواهد بود.
بنابراین لطفاً از ارسال مطالب طنز در قسمت نظرات مطالب دیگر خودداری کرده و از این بخش بعنوان نوعی زنگ تفریح دوستان بعد از مطالعه آگهی های استخدامی استفاده شود.

لینک صفحه اول نوشته های کاربران در قالب طنز و سرگرمی

تدریس خصوصی آیلتس

دیدگاه ها (۳۳,۶۷۶)

  1. سیما گفت:

    استاد :بچه ها تو امتحان پایان ترم، من تستی سوال میدم جاخالی هم میدم. دختره از ته کلاس میگه :وااا استاد جاخالی ندید، می خوریم زمین

  2. سیما گفت:

    عاقا بنده تو خیابون داشتم قدم میزدم با خودم گفتم چی میشد الان سرو کله عشق ما هم پیدا بشه
    بعد یه چند لحظه احساس کردم پشت سرم کسی هس همینطوری داشتم میرفتم دیدم اونم همینطوری داره دنبالم میاد دیگه داشتم مطمئن میشدم که عشقمه عاقا خدا روز بد نده یهو صدای پارس سگ اومد پشت سرمو که نگا کردم دیدم یا خدا سگه دنبالمه / منو میگی تا خونه مث جت دویدم ….
    عشقمونم سگه سگ /ولی خدایی عشقم خیلی باوفاس چون هنوز از دم خونمون تکون نخورده…

  3. سیما گفت:

    میدونی چی ادمو خیلی میسوزونه؟؟؟؟
    .
    .
    .
    .

    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    هرچی که خیلی داغ باشه

    کاری ندارین من برم به اکتشافات دیگم برسم

  4. سیما گفت:

    ترجیح میدم تنها باشم و افسوس بخورم …
    تا این اینکه افسوس باشم و تنها بخورم 😐

    اع اشتباه شد …
    صبر کن
    ترجیح میدم تنهایی افسوس بخورم تا این که افسوسو تنهایی بخورم
    فک کنم بازم نشد
    خلاصه بدونین یه ترجیحی میدم بهم اعتماد کنید 😐

    • امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

      خلاصه فهمیدیم که یه چی میخای بخوری دیگه خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

  5. سیما گفت:

    بابا این زمستون فازش چیه دقیقا ؟؟

    .

    .

    یه روز شبیه سواحل استوایی میشه

    ی روز شبیه روزای غم انگیزه پاییزه

    یه بار شبیه قطب جنوبه

    آخه چرا ؟؟؟

    فک کنم ننه سرما از حاجی فیروز شکست عشقی خورده !!!

  6. نینا گفت:

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﭘﻨﺪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﺗﻮﻥ ﺑﺬﺍﺭﻡ
    ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ
    ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﯿﺪ
    ﮐﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﮐﺎﺭ ﻧﮑﺮﺩﻧﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﺑﺪﻥ 😐

  7. انسی گفت:

    من از این دنیا فقط اینو دریافتم که…
    اونی که بیشترمی گفت “نمی تونم”بیشتر می دونست!
    اونی که” قویتر”بود;کمتر زور می گفت!
    اونی که راحت تر می گفت”اشتباه کردم”
    اعتماد به نفسش بالاتربود!
    اونی که صداش آرومتر بود;حرفاش بانفوذتربود!
    اونی که خودشوواقعا دوست داشت;بقیه روواقعی تردوست داشت!
    اونی که بیشتر “طنز”می گفت;به زندگی جدی تر نگاه می کرد.

  8. پـــرنیــان گفت:

    دلا بسوز که سوز تو کارها بکند/نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

    عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش/که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

    ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند/هر آن که خدمت جام جهان نما بکند

    طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک/چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

    تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار/که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند

    ز بخت خفته ملولم بود که بیداری/به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند

    بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد/مگر دلالت این دولتش صبا بکند

  9. ☂..☂..☂ایمـــــــــــــــان خان .☂.☂..☂ گفت:

    test

  10. پـــرنیــان گفت:

    امشب بعد مدتها رفتم تو یکی از این چت رومها ببینین چی دیدم!!!!
    یکی گنده نوشته بود:

    دلم کسی را میخواهد که دلم، روحم، جسمم، روانم و همه هستی من را از آن خود کند، ترجیحا از تهران

    من 😐
    اون یه نفر 😐
    تهران 😐
    چتروم 😐
    لیلی و مجنون 😯

  11. ☂..☂..☂ایمـــــــــــــــان خان .☂.☂..☂ گفت:

    تسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسستتتتت

  12. ☂..☂..☂ایمـــــــــــــــان خان .☂.☂..☂ گفت:

    بدترین قسمت دیدن یه آشنا توی تاکسی
    اضطرابیه که تا مشخص شدن شخص حساب کننده کرایه ادامه داره
    و مدام ذهنتو درگیر می‌کنه

  13. ☂..☂..☂ایمـــــــــــــــان خان .☂.☂..☂ گفت:

    پرﻓﺴﻮﺭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻣﻴﮕﻔﺖ:
    ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺤﺼﻴﻼﺗﻢ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ، ﺩﺭ
    ﻳﻚ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﺎ یک دﺧﺘﺮ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﻭ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ
    ﻓﻴﻠﻴﭗ، ﻛﻪ ﻧﻤﻴﺸﻨﺎﺧﺘﻤﺶ ﻫﻤﮕﺮﻭﻩ ﺷﺪﻡ .
    ﺍﺯ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ:
    ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺭﻭ ﻣﻴﺸﻨﺎﺳﻲ؟
    ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﮔﻔﺖ:
    ﺁﺭﻩ، ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﻣﻮﻫﺎﻱ ﺑﻠﻮﻧﺪ
    ﻗﺸﻨﮕﻲ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺭﺩﻳﻒ ﺟﻠﻮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ
    ﮔﻔﺘﻢ:
    ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻲ
    ﮔﻔﺖ:
    ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ ﻛﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﭘﻴﺮﺍﻫﻦ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻴﻜﻲ ﺗﻨﺶ ﻣﻴﻜﻨﻪ
    ﮔﻔﺘﻢ:
    بازم نفهمیدم ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﻛﻴﻪ؟
    ﮔﻔﺖ:
    ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﻛﻴﻒ ﻭ ﻛﻔﺸﺶ رو ﻫﻤﻴﺸﻪ با هم ﺳﺖ میکنه
    ﺑﺎﺯﻡ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻛﻲ ﺑﻮﺩ !
    ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﺗﻮﻥ ﺻﺪﺍﺷﻮ ﻳﻜﻢ
    ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
    ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺩﻳﮕﻪ، ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻲ ﻛﻪ ﺭﻭﻱ ﻭﻳﻠﭽﻴﺮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ …
    ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻪ
    ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺎﻭﺭﻱ
    ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ …
    ﺁﺩﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻛﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﻨﻔﻲ ﻭ ﻧﻘﺺ ﻫﺎ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻛﻨﻪ…
    ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﻳﺪﻥ
    با خودم گفتم، ﺍﮔﺮ ﻛﺎﺗﺮﻳﻦ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﻓﻴﻠﻴﭗ ﻣﻴﭙﺮﺳﻴﺪ ﭼﻲ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ؟؟؟
    ﺣﺘﻤﺎ ﺳﺮﻳﻊ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ:
    ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻌﻠﻮﻟﻪ ﺩﻳﮕﻪ !!
    ﻭﻗﺘﻲ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﻳﺪگاه ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﺮﺩﻡ ، ﺧﻴﻠﻲ ﺧﺠﺎﻟﺖ
    ﻛﺸﻴﺪﻡ…
    حالا ما چه دیدگاهی نسبت به اطرافیانمون داریم؟؟؟؟
    مثبت یا منفی؟

    • انسی گفت:

      لایک محتوایی

    • امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

      لایک محتوایی نگارشی رمانتیکی لایک به دکتر حسابی ولی دو تا مورد هستا؟؟؟؟؟؟
      ۱— دقیقا دکتر حسابی به خودت میگفت؟؟؟در گوشت گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      ۲—-خوشم میاد دکتر هم مخ زنیش بالا بوده ها کلا پسرارو نمیشناخته ولی امار ملیت و ادرس و … همه دافای کلاسو داشته اونم نه مال گینه بیسائورو ها
      امریکایی هارو میشناخته
      همینه دیگه مردم پیشرفت میکنن واللا

  14. ☂..☂..☂ایمـــــــــــــــان خان .☂.☂..☂ گفت:

    وقتی خیس از باران به خانه رسیدم … برادرم گفت : چرا چتری با خود نبردی؟ …
    خواهرم گفت : چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ …
    پدرم با عصبانیت گفت : تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد…
    اما مادرم در حالی که موهای
    مراخشک می کرد گفت… باران بی موقع…
    این است معنی مادر …
    “دکتر علی شریعتی”

    به افتخار مادر جیغ دست هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

    • نینا گفت:

      هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

      • امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

        افریییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین

  15. ☂..☂..☂ایمـــــــــــــــان خان .☂.☂..☂ گفت:

    امروز برای اولین بار دیدم تو ماشین عروس دوتا دختر نشسته بودن
    بعد از کلی دقت فهمیدم اونی که کلیپس نداره دوماده

  16. ☂..☂..☂ایمـــــــــــــــان خان .☂.☂..☂ گفت:

    خوبی هوای بارونی اینه که

    تو هوای بارونی خیلی راحت میتونید از پنجره اتاقتون تف کنید رو سر عابرین

    آی حال میده

    • سیما گفت:

      خخخخخخخخخخ
      امان از دست تو

    • امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

      ایمان جان کیفش میدونی کی۱۰برابر میشه؟؟؟؟؟؟؟؟
      قبلش باید شکلات کاکائویی بخوری

  17. ☂..☂..☂ایمـــــــــــــــان خان .☂.☂..☂ گفت:

    بچه آدم تو ۴ سال یه زبون رو به صورت کامل یاد میگیره
    اگر قرار بود آموزش پرورش این کارو کنه ، ۹۰٪ آدما کر و لال از دنیا میرفتن

    آخه طبق برنامه آموزش پرورش من از سال دوم راهنمایی دارم انگلیسی میخونم هیچی هم نوفهمم

  18. ☂..☂..☂ایمـــــــــــــــان خان .☂.☂..☂ گفت:

    از چیزایی که علم فیزیک هنوز نتونسته اثبات کنه اینه که :
    بدن انسان چه جوری ۲تا استکان چایی می گیره
    از اون ور ۲ لیتر تحویل میده

  19. ☂..☂..☂ایمـــــــــــــــان خان .☂.☂..☂ گفت:

    نیکاراگوئه کشوریه که توش خوبای اروگوئه زندگی می‌کنن
    پاراگوئه کشوریه که توش معلولین اروگوئه زندگی میکنن

    من باز برم دنبال اکتشافات

  20. ☂..☂..☂ایمـــــــــــــــان خان .☂.☂..☂ گفت:

    ﺁﺑﺮﯾﺰﺵ ﺑﯿﻨﻰ ﺩﺍﺭﻡ،
    ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﻗﺮﺹ ﺿﺪﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ،
    ﺗﻮ ﻋﻮﺍﺭﺽ ﺟﺎﻧﺒﯿﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ :
    ﺳﺮ ﺩﺭﺩ، ﺳﺮ ﮔﯿﺠﻪ، ﺣﺎﻟﺖ ﺗﮭﻮﻉ، ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ، ﻧﺎﺭﺳﺎﯾﻰ ﮐﺒﺪ، ﺳﮑﺘﻪ ﻗﺒﻠﻰ، ﺳﮑﺘﻪ ﻯ ﻣﻐﺰﻯ، ﻣﺮﮒ ﻧﺎﮔﮭﺎﻧﻰ
    ﮪﯿﭽﻰ ﺩﯾﮕﻪ … ﭘﺸﯿﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ، با آستینم پاکش میکنم, ﺍﻣﻨﯿﺘﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮﻩ

  21. ☂..☂..☂ایمـــــــــــــــان خان .☂.☂..☂ گفت:

    بچه ها من یه چیزی کفش کردم

    میدونستین مخفف انگلیسی انسی چیه؟

    NC

    به نور همین موس تو دستم قسم

    برم دنبال اکتفاشات بعدی

    خل و چل هم خودتی

  22. آیه های آسمونی گفت:

    وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا

    و از جایى که حسابش را نمى‏کند، به او روزى مى‏رساند، و هر کس بر خدا اعتماد کند او براى وى بس است. خدا فرمانش را به انجام رساننده است. به راستى خدا براى هر چیزى اندازه‏اى مقرّر کرده است.

    سوره : الطلاق آیه : ۳
    “”””””””””””””””””””””””””””””””””
    پ.ن: …..علیه توکلت و الیه متاب ….. بر او توکل میکنم و همه ی امیدم به سوی اوست
    التماس دعااااا

    • امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

      ممنون از پرنیان
      لایک

  23. ali گفت:

    دوس دارم یه روز آنقد پولدار بشم که . .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    وقتی رانی می خورم ؛ اون تیکه آخر آناناس که ته قوطی گیر می کنه واسم مهم نباشه ^_^

  24. ali گفت:

    سازمان هواشناسی اعلام کرد……
    .
    .
    .
    .
    .

    هوای * من* رو داشته باشید…..
    خیلی دوست داشتنیم.

  25. نینا گفت:

    ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻯ ﺷﻤﺎﻡ ﻳﻪ ﻛﻴﻒ ﻗﺪﻳﻤﻰ ﻭ ﺩﺍﻏﻮﻥ ﻫﺴﺖ
    ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻯ ﻣﺪﺍﺭﻙ ﻣﻬﻢ ﻭ ﺳﻨﺪﺍ ﺭﻭ ﺗﻮﺵ ﻣﻴﺬﺍﺭﻳﻦ؟!
    ﻻﻣﺼﺐ ﺗﺠﺰﯾﻪ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮﻩ 🙂

    • انسی گفت:

      تو خونه ماهم هست منتها هر وقت دست بهش میزدم ی کتک مفصل میخوردم شرطی شدم دیگه دست زدن به اون =کتک

  26. انسی گفت:

    دیروز دیدم یه دختر تو پارک غمگین نشسته
    رفتم یه گل بردم براش
    گفت مال منه ؟
    گفتم بله بانو
    یه لبخند زد
    رفتم به نگهبان پارک گفتم اون دختره هر روز میاد گلارو میکهنه
    اونم با بیل افتاد دنبالش
    والا
    فک کردین من اهل این جلف بازیام ؟
    خواستم سرعت دویدن دخترارو ببینم

  27. انسی گفت:

    ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﭼﺮﺍ ﺭﻭﺯ ﭘﺴﺮ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ؟

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    ﭼﻮﻥ ﭘﺴﺮﺍ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﻣﺮﺩ به ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﻭ

    ﻣﺮﺩ ﻣﯿﻤﻮﻧﻦ

    به ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﻩ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﺮﺩﻩ

    به ﺳﻼﻣﺘﯿﺸﻮﻥ??

    پسرا حالشو ببرین??

  28. انسی گفت:

    مخاطب خاصم بیا پایین عشقم…
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    خوبه والا
    حالا همه برا ما مخاطب خاص شدن
    خجالت بکشین
    مخاطب خاص بیا بریم اصن

  29. انسی گفت:

    ﻫـــَــــــﺮ ﺩَﻗـــــْــــﯿــــﻘــــِـــــﻪ ﺑــــْـــــے ﺗــــْــــﻮ ﺑـــــَـــــﺮﺍـــــے ﻣــــــَــــــﻦ . . .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    .۶۰ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ !!!
    ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺮﮐﺖ ، ﻗﺴﻢ .
    *امین*

  30. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

    قلبم مث قبرم جای ی نفره
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    بعله اشاره میکنن ۳ طبقس هر طبقه ۳ واحد هر واحد ۵ نفر…..

    اقا شلوغ نکن ….یکی یکی

  31. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

    ﺳﺨﻨﮕﻮﯼ ﺩﻭﻟﺖ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﻝ
    ﺧﺒﺮﻧﮕﺎﺭﺍﻥ ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﺒﻠﻎ ﻋﯿﺪﯼ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﺍﻥ ﺩﻭﻟﺖ
    ﺩﺭ ﺳﮑﻮﺗﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ
    ﻣﺪتی ﺍﺷک ﺭﯾﺨﺖ .
    ﻣﻌﺎﻭﻥ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺩﺭ ﻧﺸﺴﺖ ﺧﺒﺮﯼ ﺧﻮﺩ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ
    ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﮔﻔﺖ :
    ‏«ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﻫﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻥ، ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﻦ عیدی بخوان.

  32. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی/ عاغا من ترسو ام گفت:

    همه از مرگ میترسن
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    من تو لاین از
    added you by phone number
    فامیلن میفهمى؟؟ فاااامیل والااااااااااا o_O

  33. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی/تو هم اینجوری هستی نکنه؟ گفت:

    اینایی که کسی از کاراشون سردرنمیاره

    اینایی که کاراشونو ساکت و آروم انجام میدن،

    اینایی که عشقشون لباس مشکیه،

    اینایی که دلشون نمیاد وقتی که خوابی بیدارت کنن،

    اینایی که روزا براشون بی معنیه و شبا کار میکنن،

    اینا رو زیاد مواظبشون باشید،
    این لامصبا دزدن!

  34. عقده های امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

    ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻮ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﻡ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻢ
    ﺑﻐﻠﻢ ﮐﻨﻦ ﻭ ﺑﮕﻦ:
    Hiiiiiiiiishhhh…mami is here
    Mami love you so

    ﻭﻟﯽ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ
    ﺧﻔﻪ ﻣﯿﺸﯽ ﯾﺎ ﺑﺪﻡ ﻧﻮﻥ ﺧﺸﮑﯽ ﺑﺒﺮﺩﺕ… 😐

  35. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

    نیستی و دلتنگ تو هستم، با اینکه بیادتم باز هم در این یاد، در فکر تو هستم…
    نیستی و اشک است که حلقه زده در چشمانم…
    یک لحظه در فکر رفتم که کاش اینک بودی در کنارم که آرامش بدهی به قلبم… دلم گرفته همنفسم…
    تو خودت میدانی که وقتی نباشی در کنارم، مثل حالا آشفته و پریشانم…
    در این هوایی که دلم گرفته، کاش میشد در کنارم بودی و با حضورت آرامم میکردی…
    که ببینی چگونه معجزه میشود… با وجود تو چه غوغایی می شود در دلم….
    تا که میخواهم از این عالم دلتنگی ها رها شوم، انگار که میخواهم از این دنیا جدا شوم…!!
    مگر آنکه یک آدم سربه هوا شوم، تا در آن لحظه بی نفس، بی هوا شوم…!!
    نیستی و نبودنت خنجر است که فرو میرود در قلب بی طاقتم…
    من شاهد اینم که دلم عذاب میکشد… طعم تلخ نبودنت در کنارم را میچشد…
    این من و این دلتنگی ها…. دلم گرفته از بی محبتی این زمانه…!!
    که چرا نباید در کنار عشقم باشم؟؟ چرا نباید در آغوش همنفسم باشم؟؟؟
    و من آرام می نویسم… بی صدا اشک میریزم…اما درون دلم فریاد است…. فریاد..!!
    فریادی که تنهاقلب تو میشنود از اعماق احساساتمان… دردی که تنها قلب تو میکشد از فاصله بینمان…
    میترسم تا بخواهد شکسته شود این فاصله بینمان، شیشه عمرمان نیز بشکند…
    و آخر سر میماند حسرت… و به جا میماند همان صدای فریاد…..!!!
    \”مهدی لقمانی…. غوغای عشق در دفتر عشق\”

  36. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

    این ولنتاین هم نمیاد رد بشه بره
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    بریم آشتی کنیم…
    پوسیدیم از تنهایی ^_^

  37. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

    ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﺴﺮﻭ ﭘﺮﻭﯾﺰ
    ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﺁﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺗﻮﯼ ﺗﺒﺮﯾﺰ
    ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﻧﻘﺾ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ
    ﻭ ﺑﻌﺾ ﮔﻔﺘﻤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ
    ﻭﻟﯽ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺩﻭﺭ ﺍﻧﺪﯾﺶ، ﺍﺯ ﭘﯿﺶ
    ﻗﺮﺍﺭﯼ ﺭﺍ ﻧﻬﺎﺩ ﺑﺎ ﺯﻥ ﺧﻮﯾﺶ
    ﮐﻪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﮔﺮ ﺁﻣﺪ ﺯﻣﺎﻧﯽ
    ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﻦ ﭘﯿﺎﻣﯽ ﯾﺎ ﻧﺸﺎﻧﯽ
    ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺁﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﻣﺘﻨﺶ
    ﺑﺪﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﻭ ﺑﯽ ﻏﻞ ﻭ ﻏﺶ
    ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺭﻧﮓ ﻗﺮﻣﺰ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ
    ﺑﺪﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺍﺟﺒﺎﺭ
    ﺗﻤﺎﻣﺶ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﺯﻭﺭ ﺯﻭﺭﯼ ﺳﺖ
    ﺳﺮﺍﭘﺎﯾﺶ ﺩﺭﻭﻍ ﻭ ﯾﺎﻭﻩ ﮔﻮﯾﯽ ﺳﺖ
    ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺭﻭﺯﯼ ﺁﻣﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ
    ﮔﺮﻓﺖ ﺁﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﭘﺮ ﺩﺭﺩ
    ﮔﺸﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺁﺑﯽ
    ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﻮﯼ ﺑﺎ ﺧﻂ ﮐﺘﺎﺑﯽ
    ﻋﺰﯾﺰﻡ، ﻋﺸﻖ ﻣﻦ ، ﺣﺎﻟﺖ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﺳﺖ؟
    ﺑﮕﻮ ﺑﯽ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﺣﻮﺍﻟﺖ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﺳﺖ؟
    ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﭙﺮﺳﯽ، ﺧﻮﺏ ﺑﺸﻨﻮ
    ﻣﻼﻟﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﺗﻮ
    ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ ﺭﺍﺣﺘﻢ، ﮐﯿﻔﻮﺭ ﮐﯿﻔﻮﺭ
    ﺑﺴﺎﻁ ﻋﯿﺶ ﻭ ﻋﺸﺮﺕ ﺟﻮﺭ ﻭﺍ ﺟﻮﺭ
    ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﻭ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ﺍﺳﺖ
    ﻏﺬﺍ، ﺁﺟﯿﻞ، ﻣﯿﻮﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﺳﺖ
    ﮐﺘﮏ ﺑﺎ ﭼﻮﺏ ﯾﺎ ﺷﻼﻕ ﻭ ﺑﺎﻃﻮﻡ
    ﺗﻤﺎﻣﺎ ﺷﺎﯾﻌﺎﺗﯽ ﻫﺴﺖ ﻣﻮﻫﻮﻡ
    ﻫﺮ ﺁﻥ ﮐﺲ ﮔﻮﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ ﭼﻮﺏ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ
    ﺑﺪﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺩﺭﻭﻏﯽ ﺷﺎﺧﺪﺍﺭ ﺍﺳﺖ
    ﮐﺠﺎ ﺗﻔﺘﯿﺶ ﻫﺎﯼ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﯼ ﺳﺖ؟
    ﮐﺠﺎ ﺳﻠﻮﻝ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﻔﺮﺍﺩﯼ ﺳﺖ؟
    ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺯﺟﻮ ﺍﺻﻼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ
    ﺷﮑﻨﺠﻪ ﯾﺎ ﮐﺘﮏ ﻋﻤﺮﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ
    ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﺗﻤﺎﻣﺎ ﺑﯿﺴﺖ ﺍﯾﻨﺠﺎ
    ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﻗﺮﻣﺰ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﯾﻨﺠﺎ

    سید محمدرضا عالی پیام ( هالو )

  38. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

    می گویند:
    «دیوانه ات شده ام»

    نمی‌دانند
    دچارِ تو بودن
    عین ِ سلامت ست !

  39. امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

    حاضرم قسم بخورم اخرین نفرى که دستشویى بوده با سیفون غرق شده !

    دمپایى انقدر از در دوره که امکان نداره کسى برگشته باشه 😐

  40. انسی گفت:

    در کنار خطوط سیم پیام خارج از ده ، دو کاج ، روییدند
    سالیان دراز ، رهگذران آن دو را چون دو دوست ، می دیدند
    روزی از روزهای پاییزی زیر رگبار و تازیانه ی باد
    یکی از کاج ها به خود لرزید خم شد و روی دیگری افتاد
    گفت ای آشنا ببخش مرا خوب در حال من تامّل کن
    ریشه هایم ز خاک بیرون است چند روزی مرا تحمل کن
    کاج همسایه گفت با نرمی دوستی را نمی برم از یاد
    شاید این اتفاق هم روزی ناگهان از برای من افتاد
    مهر بانی بگوش باد رسید باد آرام شد ملایم شد
    کاج آسیب دیده ی ما هم کَم کَمَک پا گرفت سالم شد
    میوه ی کاج ها فرو می ریخت دانه ها ریشه می زدندآسان
    ابر باران رساند وچندی بعد ده ما نام یافت کاجستان

    شاعر: محمد جواد محبت

  41. انسی گفت:

    دلم به حال پروانه ها می سوزد
    وقتی چراغ را خاموش می کنم

    و به حال خفاش ها
    وقتی چراغ را روشن می کنم …

    نمی شود قدمی برداشت
    بدون آن که کسی برنجد؟

  42. ژیلامو گفت:

    سلام به همگی خوبین خوشین. من خیلی دلم گرفته بود اومدم اینجا تولد بهمنیای عزیز تبریک میگم که خاطرشون خیلی واسم عزیزه خیلی خیلی دوستون دارم.انشاالله عمر با عزت داشته باشین.واسه همه دوستان ارزوی موفقیت میکنم یکی هست خیلی دلم هواشو کرده

    • امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

      سلام خوبید؟؟؟؟؟؟؟
      خوشید؟؟؟؟؟؟؟
      منم دلم برای زبل خان عزیز سایت تنگ شده دیگه کلا نمیاد مثل اینکه

    • من برفـــــــــــــــــــــــ میخام :( گفت:

      خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ ناله های عاشقانه شروع شد 😀

      • ژیلامو گفت:

        خخخخ قرمز جونم خوبی نه بابا دلتنگی عاشقانه دلم واسه بچه های اینجا خیلی تنگ شده بود خیلی

    • نینا گفت:

      سلام ژیلامو جون. خوبی؟ ممنون عزیزم. دلت هوای منو کرده بود میدونم 🙂 خودشیفته ام خودشونند

  43. انسی گفت:

    میلاد امام حسن عسکری (ع)
    به پیشگاه آقا امام زمان (عج) مبارک

    بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

    ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

    دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

    یوسف زهرا (س) مددی

  44. انسی گفت:

    مرد را باید بوسید!
    حتی وقتی اعصاب نداره!
    حتی وقتی ریشش بلنده!
    حتی وقتی داد میزنه!
    حتی وقتی بی تفاوت شده!
    حتی وقتی سرش همش تو گوشیشه!
    حتى وقتى شبها دیر میاد خونه!
    این مرد را باید بوسید…
    و گذاشت کنار!

    والا قحطی که نیومده !

  45. انسی گفت:

    شیـــــــــــدا جون عمیقا خوشحال شدم انشالله به سلامتی:)

    اینم واسه تو و نی نی جون
    معجون آرامش

    روزی انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه ای تاریک به زندانش فکند و فرمود او را به زنجیر بستند. چون روزی چند بر این حال بود، کسری ، کسانی را فرستاد تا از حالش پرسند. آنان بزرگمهر را دیدند با دلی قوی و شادمان. بدو گفتند: در این تنگی و سختی تو را آسوده دل می بینم!
    گفت:معجونی ساخته ام از شش جزئ و به کار می برم و چنین که می بینید مرا نیکو می دارد.
    گفتند: آن معجون را شرح بازگوی که ما را نیز هنگام گرفتاری به کار آید.
    گفت: جزئ نخست اعتماد بر خدای است ،عزوجل، دوم آنچه مقدر است بودنی است، سوم شکیبایی برای گرفتار بهترین چیزهاست. چهارم اگر صبر نکنم چه کنم،پس نفس خویش را به جزع و زاری بیش نیازارم، پنجم آنکه شاید حالی سخت تر از این رخ دهد. ششم آنکه از این ساعت تا ساعت دیگر امید گشایش باشد.
    چون این سخنان به کسری رسید او را آزاد کرد و گرامی داشت.

  46. نینا گفت:

    یه چیزی خیلی فکرمو مشغول کرده
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    خدایی هیشکی عاشق من نیس؟؟؟
    یا دارین مسخره بازی در میارین؟؟؟!!!!

    • امیــــــــــــــــــــــــــــــــر علــــــــــــــــــی گفت:

      اینهمه پیام عشقولانه دادن برات پرنیان و برف میخام و ….. عاشقتن
      مگر اینکه …..خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

  47. انسی گفت:

    من هر چی ملکه ذهنم میشه

    پادشاه ذهنم میاد مخشو میزنه!

    دلیل عدم موفقیتم تو زندگیم همینه! ^_^

  48. انسی گفت:

    اولین کسی که شوخی رو اغاز کرد

    خدا بود

    چون گفت برای شما شوهرانی افریدیم تا در کنار انها ارامش پیدا کنی

  49. انسی گفت:

    دوس دارم وقتی بعد از این همه وقت که نیمه گم شدمو پیدا کردم من برم گم شم یه مدتم

    اون دنبال من بگرده……
    .

    .
    .
    .
    .
    .
    والا با این اومدنشون ….!

  50. انسی گفت:

    ﺩﯾﺸﺐ ﮐﻒ ﭘﺎﻣﻮ ﭘﺸﻪ ﺯﺩﻩ …

    ﺁﺧﻪ ﯾﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﮕﻪ بیشعور

    ﺍﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﻧﯿﺶ ﺯﺩﻥ ﺑﻮﺩ؟؟؟؟؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ۳ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻣﯿﺨﺎﺭﻭﻧﻢ ..

    ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ{-۷-}
    ا

دیدگاه خود را به ما بگویید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

کانال استخدام در تلگرام

› استخدام تهران

استخدام شهرستانها