متهم اختلاس: ۱.۵ میلیارد به حساب شخصی … ؟

متهم اختلاس: ۱.۵ میلیارد به حساب شخصی “م.ر” رئیس سابق دیوان محاسبات ریختم

جعبه سیاه پرونده اختلاس در جریان دفاعیات خود جزئیاتی از پرداختهای میلیاردی به برخی مسئولین را فاش و از ارتباط آقای خاص با برخی مقامات و مدیران پرده برداشت.

به گزارش خبرنگار مهر، در ابتدای جلسه قاضی مدیر خراسانی با تفهیم اتهام به (د.س) از وی خواست به دفاع از خود بپردازد. وی نیز پس از حضور در جایگاه اظهار داشت: قبل از اینکه به دفاع از کیفرخواست بپردازم باید در مورد شکایت از (ج. الف) – آقای خاص – توضیحاتی را بدهم. سال ۸۶ با (ج. الف) آشنا شده و او مرا پیش آقای (م. ر) رئیس وقت دیوان محاسبات کشور برد. (ج. الف) خود را از نزدیکان ( م. ر) معرفی می کرد. در آن زمان من با شرکتی یک مشکل حقوقی داشتم که برای حل آن از (ج. الف) کمک خواستم. او هم یک بار بابت حل این مشکل ۵۰۰ میلیون تومان و بار دیگر یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان گرفت تا توسط آقای (ش) این مشکل را حل کند اما کاری نکرد.
وی ادامه داد: برای دریافت وام از بانک ملت ۱۵۰ درصد مبلغ درخواستی وثیقه گذاشتم اما بانک از من وثیقه نقدی خواست. زمانیکه برای حل این مشکل با (ج. الف) تماس گرفتم او با کمک آقای (م. ر) پرونده ای در مجتمع اقتصادی برای من تشکیل داد. از آن زمان آنها من را تهدید به زندان و افشاگری در روزنامه ها کرده و به این خاطر از من پول می گرفتند. یک روز آقای … از مسئولان مجتمع اقتصادی مرا به دفترش دعوت کرد و مدعی شد آقای (م. ر) برای حل مشکل من با او تماس گرفته است. می دانستم این کارها نقشه ای است برای پول گرفتن از من و قرار نیست مشکلم حل شود.

قاضی: با آوردن اسامی برخی افراد اتهاماتی را به آنها وارد می کنید در این رابطه دلایلی دارید؟

متهم: آقای (ج. الف) مدعی بود مثل پسر آقای (م. ر) است. هر روز با رئیس سابق دیوان محاسبات کشور تماس می گرفت و کارهای بیرون از اداره وی را انجام می داد. گاهی نیز او را به مجلس می فرستاد تا با استیضاح کنندگان یک وزیر صحبت کند. آن یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان را نیز به حساب شخصی (م. ر) ریختم.

قاضی: این پول بابت چه بود؟

متهم: ( ج.الف) مدعی بود که آقای (م. ر) این پول را لازم دارد حتی یک بار همسر آقای (م. ر) به خانه ما آمد. (ج. الف) وقتی دید نقدینگی من تمام شد خواست ملک ولنجک را به او بدهم. قرار بود آن را به آقای … بدهم تا مشکلات اقتصادی ام را حل کند اما آقای … گفت: اینها دارند تو را دور می زنند. اگر می خواهی این موضوع ثابت شود به آقای (م. ر) نامه ای بنویس و برای پرداخت اقساط تسهیلات تقاضای مهلت کن. من این نامه را نوشتم اما کاری برایم انجام نشد. زمانی که به سازمان بازرسی رفتم چکهایی که به آقایان (ج. الف) و (م.ر) داده بودم به سازمان بازرسی دادم.

جعبه سیاه پرونده اختلاس ادامه داد: آقای (ش) که مدعی بود معاون و دوست آقای (م. ر) است وقتی دید من به (ج. الف) پول می دهم علت آن را پرسید. من هم موضوع اخاذی ها را به وی گفتم که قرار شد او با آقای (م. ر) ماجرا را در میان بگذارد. یک روز به همراه آقای (ش) به ریاست جمهوری رفته و جلسه ای با آقای (م. ر) داشتیم. در آنجا من کپی چکهایی که به (ج. الف) داده بودم را نشانش دادم و گفتم حتی همسر شما به خانه ما آمده است. زمانی که فرزندان آقای (م. ر) از دبی می آمدند (ج. الف) با ماشین من به استقبال آنها می رفت. حتی یک روز آقای (م. ر) نیاز به اجاق گاز داشت که من از طریق برادرم یک اجاق گاز تهیه کرده و آن را در خانه آقای (م. ر) در پاسداران نصب کردم. در این جلسه آقای (م. ر) منکر دریافت پولها شد.

وی ادامه داد: چند روز بعد آقای (ش) با من تماس گرفت و گفت: آقای (م. ر) می خواهد تو را ببیند من هم به دفترش رفتم. آقای (م. ر) خیلی عصبانی بود و گفت چرا چکها را به سازمان بازرسی کل کشور دادید. بعد هم با آقای (م. ت) و ( ی. د) تماس گرفته و آنها را به دفترش احظار کرد. وقتی آقای (ش) رفت ( م. ر) چند چک سفید و کپی را به من داد و خواست روی آنها اسامی از جمله (الف.ر.م) که در دولت حضور داشت را بنویسم در این زمان آقایان (م. ت) و (ی . د) به دفتر من آمدند و آقای (م. ر) دستور داد که سریع (ج. الف) را پیدا کنند.

قاضی: جمعا چه میزان پول به (ج. الف) دادید؟

متهم: بیش از ۱۲ میلیارد تومان چک دادم ۲ میلیارد تومان به صورت نقدی از من گرفت همچنین یک دستگاه خودروی لنکروز را به اسم آقای (م. ت) از من گرفت. ساختمان ولنجک که به او دادم نیز حدود ۶ میلیارد تومان ارزش داشت.

قاضی: از سال ۸۶ تا ۸۷ که با (ج. الف) ارتباط داشته و به وی پول دادید آیا مشکلی برایت حل شد؟

متهم: (ج.الف) و (م. ر) هیچ کاری برای من انجام ندادند.

قاضی: (ج. الف) مدعی است که با شما معامله کرده است این موضوع صحت دارد .

متهم: نه هیچ معامله ای انجام نشده است. وی تناقضات بسیاری دارد در ابتدا مدعی شد من ۲۵ میلیارد تومان از او تخمه خریدم بعد گفت این ۲۵ میلیارد تومان را به صورت نقد از وی قرض کردم حالا هم مسئله ملک سعید آباد را مطرح می کند این ملک مربوط به قبل از آشنایی من با جابر بوده است. کارمند من (ج. الف) را با اسلحه دیده بود و من از او می ترسیدم حتی او با اسلحه وارد خانه ای در اختیاریه شده و موضوع سرقت مدارکش از سوی من صحت ندارد.

قاضی: خودتان وی را همراه با مقامات و مسئولین دیده اید؟

متهم: زمانی که تلفنی با آقای (م. ر) صحبت می کرد مشخص بود حتی دو بار من با وی حرف زدم. تلفنی با آقای (ب) هم صحبت می کرد. حتی یک بار پسر آقای احمدی نژاد را به دفتر من آورد. آقای (م. ت) نیز قبل از اینکه به سمت دولتی برسد نیز به دفتر ما می آمد که سرانجام نیز با حمایتهای (م. ر) و (ج. الف) پست دولتی گرفت. این افراد را به دفترم می آورد تا نشان دهد با مقامات در ارتباط است.

قاضی: بابت یک و نیم میلیاردی که به آقای (م. ر) دادید سند دارید؟

متهم: بله. چک آن مشخص بود. قبل از دستگیری مسئله را به حفاظت قوه قضائیه و سازمان بازرسی گفتم. در زندان نیز از آقای (م. ر) به علت مشارکت در کلاهبرداری شکایت کردم. اما تا الان به آن رسیدگی نشده است. اگر (م. ر) نبود من یک ریال هم به (ج. الف) نمی دادم. یک بار که به دفتر آقای (م. ر) رفته بودم او با مدیرعامل وقت بانک ملت تماس گرفت و گفت چرا کاری که به تو گفتم انجام ندادی نمی دانم مدیرعامل بانک چه گفت اما وی عصبانی شد و بعد از قطع کردن تلفن به آقای (ش) گفت آقای (د) پررو شده است باید وی را از این سمت بردارم.

دیدگاه خود را به ما بگویید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

کانال استخدام در تلگرام

› استخدام تهران

استخدام شهرستانها